تبليغاتX
دیالوگ
رهایی کنشی است تاریخی؛ نه ذهنی، نه زوری!!
جهان را بنگر

                  که سراسر

به رخت رخوت خواب خراب خود از خویش بیگانه است.

و ما را بنگر

                 بیدار

که هوشیواران غم خویشیم.خشماگین و پرخاشگر

از اندوه تلخ خویش پاسداری میکنیم

نگهبان عبوس رنج خویشیم

تا از قاب سیاه وظیفه ئی که به گرد آن کشیده ایم

                                                             خطا نکند

و جهان را بنگر

جهان را

            در رخوت معصومانه ی خواب اش

که از خویش چه بیگانه است!

           *  *  *

ماه میگذرد

                      در انتهای مدار سردش.

ما مانده ایم و

روز

نمی آید. 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 16:37  توسط قلی‌زاده | 
  
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 16:39  توسط قلی‌زاده | 
 ....


رفقاى زن و مرد:
برادران و خواهران؛

اينك بار ديگر كلام ما
اينك آنچه مى بينيم و آنچه ملاحظه مى كنيم
اينك آنچه به گوش مان مى رسد، آنچه به قلب خاكى مان مى رسد.

I
آن بالايى ها مى خواهند تاريخشان را تكرار كنند.
مى خواهند تقويم مرگ شان را به ما تحميل كنند و جغرافياى ويرانگرشان را.
وقتى نمى توانند ما را از ريشه ها مان خلع كنند، آنها را نابود مى كنند.
كار را از ما مى دزدند، نيروى مان را.
دنياى مان، زمين را، آب هايش و گنج هايش را، از انسان ، از زندگى محروم مى كنند.
شهرها ما را تعقيب مى كنند، و از خويش مى رانند.
روستاهامان مى ميرند و ما را مى كشند.
دروغ به دولت بدل مى شود و سلب مالكيت ارتش و پليس شان را مسلح مى كند.
در جهان، ماييم غير قانونى، بى شناسنامه، نامطلوب.
ماييم تحت پيگرد.
زنان، جوانان، كودكان، و سالمندان در مرگ مى ميرند، در زندگى مى ميرند.
و بالايى ها براى پائينى ها موعظه مى كنند، تسليم را، شكست را، وا دادن و رها كردن را.
در اين پائين ما فاقد هرچيز مى مانيم.
جزخشم.
و جز شأن انسانى.
براى دردمان گوش شنوائى نيست مگر از سوى ديگرانى كه همچون خودمان اند.
ما كسى نيستيم، ما را به چيزى نمى گيرند.
ما تنهائيم و ديگر چيزى برايمان نمانده جز شأن انسانى مان و خشم مان.
خشم و شأن انسانى پل هاى ما هستند، زبان گوياى ما هستند.
پس به يكديگر گوش بسپاريم، هم را بشناسيم.
بگذار جرأت و همت مان رشد كند و به اميد بدل شود.
بگذار شأن انسانى ى نخستين دوباره يافت شود و جهانى ديگر بر آيد.
ديديم و گوش سپرديم.
صداى مان كوتاه است تا پژواك اين كلام شود، و نگاه مان قاصر است تا اين انبوه خشم، خشمى چنين شرافتمندانه را بازتاب دهد.
ما نيازمنديم يكديگر را ببينيم، به يكديگر نگاه كنيم، با يكديگر سخن گوييم، به يكديگرگوش بسپاريم.
مردان ديگر، زنان ديگر هستيم، همان ديگرى.
اگر جهان جائى براى ما ندارد، پس آشكار است كه جهان ديگرى بايد ساخت.
بى هيچ ابزارى جز خشم، بى هيچ مصالحى جز شأن انسانى.
نياز داريم يكديگر را بيابيم، به شناخت از يكديگر نيازمنديم.
بايد همان كنيم كه بايد كرد...

 

 


پ/ن:  اطلاعيهء كميتهء مخفى انقلابى بوميان- فرماندهى كل ارتش زاپاتيستى آزاديبخش ملى

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 10:48  توسط قلی‌زاده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
طرف ما شب نیست. صدا با سکوت آشتی نمی‌کند...من با تو تنها نیستم....هیچ‌کس با هیچ‌کس تنها نیست...شب از ستاره‌ها تنهاتر است.

پیوندهای روزانه
تلاش‌های-تازه-برای-محو-خاوران
آخرین تحولات دانشگاه شیراز: سه دانشجو همچنان در بازداشت؛ اخراج یک دانشجو و احضار بیش از ۱۵ نفر
یک فعال سیاسی زن در کردستان به‌ اعدام محکوم شد
خبر نامه دانشجویان دانشگاه تبریز
گفتگو با کاوه مظفری درباره تشدید سرکوب جنبش های اجتماعی
“تحکیم وحدت” و “چپ رادیکال”؛ دو روی سکه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
شهریور 1387
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
پیوندها
ترجمه ادبیات کردی
باغ عفونت
چپ نوشت
کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز
خراب آباد، طاهره بیگدلی
بام اضطراب، مهدی فخرزاده
حواری خورشید،هژیر پلاسچی
درک حضور دیگری
دانش سرخ، سعید حبیبی
کورسو، مرتضی اصلاحچی
لاله سرخ کوی دانشگاه
يادآر ز شمع مرده يادآر، كوروش جنتي
تولد دو.باره
رویای توپچی،امیر یعقوب علی
سلام دموکرات
کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان ایران
کانون صنفی معلمان ایران×
مانتلی ریویو
نیولفت ریویو
کارنوشت، کاوه مظفری
شورا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM