![]() |
![]() |
|
| رهایی کنشی است تاریخی؛ نه ذهنی، نه زوری!! |
|
............... بيا تا بگويم
از خورشيد درخشان ، خورشيد مردم قهرمان و از كار افتاده كه خاك با شهوت پايان ناپذيری به درونش ريخته است ، اكنون گرم گرم ، اكنون خاموش ناپذير ، اكنون پر از ميوه های رسيده ، باغچه های بهاری خود را بر دنيا می گستراند ، و لبان معشوقه های زيبا روی ، ما را به عشق و مبارزه فرا می خواند ، نه بخاطر رسيدن كارد به استخوان ، نه بخاطر شليك تيری از كمان ، بلكه به خاطر پايان سلطنت بزرگان ، پايان ظلم ، به آرزوی روزهای روشن ، به اميد جهانی نو ، و صورتهايی كه حيثيت جسورانه ای دارند ، و جهانی كه همه را با ايمانشان به مبازه ميطلبد ، جهانی كه در برابر امپرياليسم ايستاده است ، و جوانان مبارزی كه با خنده به سوی مرگ ميشتابند . خروشان باد پرچم عظمشان ، خروشان باد ، خروشان باد . روشن باد دل خسته مادرم كه با كينه ، به مبازه برخاسته است ، دهان پر دردی كه دندانهايش فرو ريخته است ، وچشمانی كه آماده گريستن است ، و صبر بينهايتش كه كوه ها را ذوب ميكند ، و رحمتش ، يعنی انسانيت به تمام معنا . شسته شود ، پاك گردد در ميان نهرهای زلال و پايان پذيرد معاش سخت و طاقت فرسا ، پايان پذيرد نان گرم و پياز . عهد كرديم ، وفا كرديم ، سر داديم . دوستان ، آنكه مرده ، مرده است ، و ای دشمنان ، آنكه زنده است ادامه خواهد داد . احمد کایا |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 2:1 توسط قلیزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
طرف ما شب نیست. صدا با سکوت آشتی نمیکند...من با تو تنها نیستم....هیچکس با هیچکس تنها نیست...شب از ستارهها تنهاتر است.
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 شهریور 1387 آذر 1386 آبان 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|