![]() |
![]() |
|
| رهایی کنشی است تاریخی؛ نه ذهنی، نه زوری!! |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 1:37 توسط قلیزاده |
|
بودنگر بدينسان زيست بايد پست گر بدينسان زيست بايد پاک |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 0:35 توسط قلیزاده |
|
|
همزمان با سایر کلان شهرهای ایران مردم تبریز خیابان های شهر را به صحنه اعتراض علیه تقلب در انتخابات تبدیل کردند عصر امروز خیابان های شهر تبریز و مسیرهای منتهی به میدان آبرسان شاهد حضور انبوه معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بود. عصر دیروز دانشجویان دانشگاه تبریز تجمع اعتراض آمیزی در همین زمینه برگزار کردند. امروز نیز دانشگاه تبریز شاهد حضور گسترده ی دانشجویان بود. همزمان با آن و با توجه به فاصله ی اندک دانشگاه با میدان آبرسان، مردم شهر تبریز در خیابان های اطراف مترصد متشکل شدن بودند اما با توجه به فضای به شدت امنیتی شهر امکان این امر وجود نداشت. با فریادهای دانشجویان از پشت میله های دانشگاه با شعارهای خود به حمایت از ان ها پرداختند و نیروهای گارد امنیتی و لباس شخصی به سمت مردم حمله کردند. پس از آن تا نزدیک به یک ساعت خیابان های منتهی به میدان آبرسان شاهد شعارهای مردم علیه تقلب آشکار در انتخابات و حمله ی گارد امنیتی و لباس شخصی ها به مردم بود.با توجه به اینکه هر لحظه اخبار تجمع میلیونی مردم در تهران و همچنین حمله ی دیشب به کوی دانشگاه تهران میان مردم پخش می شد جمعیت بیشتری به معترضان که اغلب از افراد جوان و میانسال تشکیل شده بودند اضافه می شد. در حالی که هر از گاهی صدای تیر اندازی به گوش می رسید مردم شعار می دادند: «گفته بودیم اگر تقلب بشه، ایران قیامت میشه»، «تقلب آشکاره، ملت ما بیداره»، «می جنگیم می میریم، رای هارو پس می گیریم»، «مرگ بر دیکتاتور»، و... . پس از انکه نیروهای امنیتی موقتا توانستند مردم را پراکنده کنند اما پس از حدود یک ساعت دوباره مسیرهای منتهی به چهار راه منصور و میدان آبرسان(محدوده ی خیابان امام) دوباره صحنه ی شعار و تعقیب و گریز بود. هزاران سرباز گارد امنیتی و لباس شخصی با موتور سیکلت و باتوم به سمت مردم حمله می کردند و سعی در پراکنده کردن آن ها داشتند. موتور سوارهای گارد و لباس شخصی ها با ورود به پیاده روهای خیابان ها به سمت مردم هجوم می بردند و مردم نیز به کوچه های اطراف پناه می بردند. این درگیرها چندین و چند زخمی به همراه داشت. در این میان دانشگاه تبریز از چهار طرف به محاصره لباس شخصی ها ی چماق به دست و گارد امنیتی در آمده است و تا لحظه ی تنظیم این خبر(ساعت 22) کماکان این محاصره ادامه دارد. همینک از گوشه و کنار شهر تبریز خبر اعتراضات پراکنده ی مردم به گوش می رسد. کلیه ی خیابان های اطراف میدان آبرسان همینک کاملا مسدود و گارد امنیتی و لباس شخصی های چماق به دست به کوچکترین تجمع چند نفره حمله می کنند. آنها با فریاد و کشاندن موتورسوارها به محدوده ی پیاده روها رعب و وحشت را در آن محدوده حاکم کرده اند. اکثر دانشجویان و مردم از وضعیت دانشجویان مستقر در دانشگاه تبریز ابراز نگارنی شدیدی می کنند. این امر با توجه به اینکه دیشب چندین دانشجو در حمله ی وحشیانه ی لباس شخصی ها به کوی دانشگاه تهران جان خود را از دست داده اند اهمیت دو چندانی یافته است. در این بین تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی که اصلی ترین تریبون محمود احمدی نژاد در طی چهار سال و همچنین انتخابات اخیر بوده است، پس از آنکه اعتراضات روزهای اخیر را طبق معمول به اراذل و اوباش و عوامل بیگانه نسبت می داد، مجبور شد خبر تجمع میلیونی مردم تهران را اعلام کند و این نشان می دهد که اعتراض های مردم احتمالا در حال نتیجه دادن است. در حال حاضر فضای شهر تبریز با توجه به هماهنگی با سایر شهرهای کشور مملو از فریادهای اعتراض مردم از درون خانه هایشان است. همچنین خبر می رسد چندین تن در تبریز در ارتباط با اعراضات امروز مردم بازداشت شده اند. دکتر شربيانلو، دکتر فرزدي، دکتر غفارزاده، دکتر سلطاني آذر، دکتر پناهي، دکتر سيف لو، خانم دکتر لعيا فرزدي، مهندس جابري، مهندس داديزاده، مهندس مهدي يار بهرامي، منصور غفاري، حجت اميري، امير حسين جهاني، رحيم ياوري، روح الله رحيم پور، عباس پور اظهري، آقاي يعقوب زاده، مهدي خدادادي، خانم ثابتي، خانم شاملو و چند نفر دیگر که همگی از فعالین سیاسی تبریز هستند از جمله بازداشت شده گان هستند. اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می شود.
توضیح: با توجه به اختلال شدید شبکه ی اینترنت در تبریز فعلا امکان خبر رسانی از طریق وب سایت ها و وبلاگ های دانشجویان دانشگاه های مختلف تبریز وجود ندارد و خبر رسانی تنها از طریق ارسال ایمیل به خبرگزاری ها میسر است. تنظیم خبر: جمعی از فعالین دانشجویی تبریز ساعت تنظیم: 22 تاریخ:25/03/88 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 11:35 توسط قلیزاده |
|
با چشمها
خشکيده بر دريچهی خورشيد ِ چارتاق
بر تارک ِ سپيدهی اين روز ِ پابهزای، دستان ِ بستهام را آزاد کردم از زنجيرهای خواب.
فرياد برکشيدم:
تشخيص ِ نيمشب را از فجر
در چشمهای کوردليتان سويي به جای اگر ماندهست آنقدر،
در آسمان ِ شب
با گوشهای ناشنواييتان
اين طُرفه بشنويد: در نيمپردهی شب آواز ِ آفتاب را!»
ادامه مطلب |
|||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 15:51 توسط قلیزاده |
|
|||||||||||||||||||||||||||
مرغ دریاخوابيد آفتاب و جهان خوابيد
گريد به زير ِ چادر ِ شب، خسته □
سر کرده باد ِ سرد، شب آرام است. □ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 4:40 توسط قلیزاده |
|
|
این روزها هر چی به زمان انتخابات نزدیک میشی...پچ پچ های ریز و درشت رنگارنگی از گوشه و کنار به گوش آدم میرسه! فارغ از اینکه این دغدغه های شرکت یا تحریم از کجا آب میخوره اینبار انتخابات فرصت خوبی شد برا شناختن خیلی ها...!
پ/ن: وبلاگ درک حضور دیگری با مطلب این باغ شاد شکوفه ها نیست آپ شد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم خرداد 1388ساعت 18:28 توسط قلیزاده |
|
|
بگذارید این وطن دوباره وطن شود
بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود. بگذارید پیشاهنگ دشت شود و در آن جا که آزاد است منزلگاهی بجوید. این وطن هرگز برای من وطن نبود. بگذارید این وطن رویایی باشد که رویاپروران در رویای خویش داشته اند. بگذارید سرزمین بزرگ و پرتوان عشق شود سرزمینی که در آن، نه شاهان بتوانند بی اعتنایی نشان دهند نه ستمگران اسبابچینی کنند تا هر انسانی را، آن که برتر از اوست از پا درآورد. این وطن هرگز برای من وطن نبود. آه، بگذارید سرزمین من سرزمینی شود که در آن، آزادی را با تاج گل ساخته گی وطن پرستی نمی آرایند. اما فرصت و امکان واقعی برای همه کس هست، زنده گی آزاد است و برابری در هوایی است که استنشاق می کنیم. در این «سرزمین آزاده گان» برای من هرگز نه برابری در کار بوده است نه آزادی بگو، تو کیستی که زیر لب در تاریکی زمزمه می کنی؟ کیستی تو که حجابت تا ستاره گان فراگستر می شود؟ سفیدپوستی بینوایم که فریبم داده به دورم افکنده اند، سیاهپوستی هستم که داغ برده گی بر تن دارم، سرخپوستی هستم رانده از سرزمین خویش، مهاجری هستم چنگ افکنده به امیدی که دل در آن بسته ام اما چیزی جز همان تمهید لعنتی دیرین به نصیب نبرده ام که سگ سگ را می درد و توانا ناتوان را لگدمال می کند. من جوانی هستم سرشار از امید و اقتدار، که گرفتار آمده ام در زنجیره ی بی پایان دیرینه سال سود، قدرت، استفاده، قاپیدن زمین، قاپیدن زر، قاپیدن شیوه های برآوردن نیاز، کار انسان ها، مزد آنان، و تصاحب همه چیزی به فرمان آز و طمع. من کشاورزم ــ بنده ی خاک ــ کارگرم، زر خرید ماشین. سیاهپوستم، خدمتگزار شما همه. من مردمم: نگران، گرسنه، شوربخت، که با وجود آن رویا، هنوز امروز محتاج کمی نانم. هنوز امروز درمانده ام. ــ آه، ای پیشاهنگان! من آن انسانم که هرگز نتوانسته است گامی به پیش بردارد، بینواترین کارگری که سال هاست دست به دست می گردد. با این همه، من همان کسم که در دنیای کهـن در آن حال که هنوز رعیت شاهان بودیم بنیادی ترین آرزومان را در رویای خود پروردم، رویایی با آن مایه قدرت، بدان حد جسورانه و چنان راستین که جسارت پرتوان آن هنوز سرود می خواند در هر آجر و هر سنگ و در هر شیار شخمی که این وطن را سرزمینی کرده که هم اکنون هست. آه، من انسانی هستم که سراسر دریاهای نخستین را به جست وجوی آنچه می خواستم خانه ام باشد درنوشتم من همان کسم که کرانه های تاریک ایرلند و دشت های لهستان و جلگه های سرسبز انگلستان را پس پشت نهادم از سواحل آفریقای سیاه برکنده شدم و آمدم تا «سرزمین آزاده گان» را بنیان بگذارم. آزاده گان؟ یک رویا ــ رویایی که فرامی خواندم هنوز امّا آه، بگذارید این وطن بار دیگر وطن شود ــ سرزمینی که هنوز آن چه می بایست بشود نشده است و باید بشود! ــ سرزمینی که در آن هر انسانی آزاد باشد. سرزمینی که از آن من است. ــ از آن بینوایان، سرخپوستان، سیاهان، من، که این وطن را وطن کردند، که خون و عرق جبین شان، درد و ایمان شان، در ریخته گری های دست هاشان، و در زیر باران خیش هاشان بار دیگر باید رویای پرتوان ما را بازگرداند. آری، هر ناسزایی را که به دل دارید نثار من کنید پولاد آزادی زنگار ندارد. آه، آری آشکارا می گویم، این وطن برای من هرگز وطن نبود، با وصف این سوگند یاد می کنم که وطن من، خواهد بود! رویای آن همچون بذری جاودانه در اعماق جان من نهفته است. ما مردم می باید سرزمین مان، معادن مان، گیاهان مان، رودخانه هامان، کوهستان ها و دشت های بی پایان مان را آزاد کنیم: همه جا را، سراسر گستره ی این ایالات سرسبز بزرگ را ــ و بار دیگر وطن را بسازیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم خرداد 1388ساعت 2:27 توسط قلیزاده |
|
|
این مطلب از طرف یکی از دوستان در جواب دوست دیگری نوشته شده که رفقای چپ رو به گروه فشار بودن متهم کرده و جریان مشکوک قلمداد کرده بود!با اجازه رفیقمون مطلبش رو اینجا میارم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم خرداد 1388ساعت 0:44 توسط قلیزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
طرف ما شب نیست. صدا با سکوت آشتی نمیکند...من با تو تنها نیستم....هیچکس با هیچکس تنها نیست...شب از ستارهها تنهاتر است.
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 شهریور 1387 آذر 1386 آبان 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|