![]() |
![]() |
|
| رهایی کنشی است تاریخی؛ نه ذهنی، نه زوری!! |
|
نمیشه! نه که نمی شه!! نمی خوایم که بشه!نه! نمی تونیم که بشه!این نتونستنه اونقدر که به شدنه مربوطه به ما مربوط نیست!باشه هم به کسی لابد ربطی نداره!از این ...شعرا که بگذریم میمونه رفقای در بندی که خبری ازشون ندارم ونمی دونم چیکار از دستم بر میاد!!آخرشم نفهمیدم این نمی تونمه! یا نمی دونمه! از سره فعله یا انفعال!شیطونه میگه بزن به سیمه آخر اما یکی نیس بگه فلان فلان شده تو سیمی نشون بده که من بزنم به آخریش!نمیدونم اسمش چیه اما این سکون و سکوتی که توش گیر کردیم الان دیگه از سر خفقان نیست!!خطوط قرمز درونی شده تو مخمون!حالا با هر تحلیلی که باشه چه فرقی میکنه وقتی نتیجه اش تسلیم و رضا یا درگیر شدن تو پیچیدگیهای فانتزی ذهنیه!!مثل اون یارو که تو بن بست گیر افتاده و دارن میان ترتیببشو بدن!دستامونو بردیم بالا و توکل کردیم!یا خیلی اگه شیر باشیم همونطور که یارو داره کارشو میکنه در حال تحلیل فلسفی ،روانشناسانه و روشنفکر مابانه ی وضع موجودیم!!و چه راضی از این کشفیات علمی! یک کلمه !همون که هژیر گفت:ما همه بی همه چیزیم!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 21:59 توسط قلیزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
طرف ما شب نیست. صدا با سکوت آشتی نمیکند...من با تو تنها نیستم....هیچکس با هیچکس تنها نیست...شب از ستارهها تنهاتر است.
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 شهریور 1387 آذر 1386 آبان 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|